به عقیده ی شما علم شبکه های کامپیوتری به کجا می رود ؟
تصور کنید آینده ی نه چندان دور (40-30) سال بعد را ، با توجه به رشد بسیار سریع علم و تکنولوژی می توان گفت اکثر فیلم های هالیودی که قدرت تخیل ما را به حرکت در می آوردند جزء قسمتی از زندگی طبیعی مان خواهند بود.
50-40 سال قبل را تجسم کنید. در طی این چند سال دنیا چه تغییراتی بر خود دیده است ؟
اشیا و یا چیزهایی که 50 سال پیش در تخیل انسانها بوده امروزه جزء جدا ناپذیر زندگی ما شده است. مثلا چند لحظه می توانید زندگی بدون اینترنت یا موبایل و یا ... تجسم کنید؟
با نگاهی به گذشته ی نه چندان دور می توان چند سال آینده را نیز تا حدودی پیش بینی کرد. آینده ای که ارتباطات و ماشین ها حرف اول تمامی زندگی مردم را خواهند زد.
اندکی به تخیلات واقعی آینده فکر کنیم :
- دیگر در خانه های تان فقط کامپیوترتان به اینترنت وصل نخواهد بود بلکه کل خانه تان به این شبکه متصل می باشد ، بله کل خانه ، سیستم برق خانه ، سیستم حرارتی خانه ، یخچال ، تلویزیون و تمامی رباط های که در نبود تان کارهای شما را انجام میدهند.
خانه ای که میتواند از طریق یک ایمیل و یا اس.ام.اس غذایی را گرم کند ، ماده غذایی دیگر را در یخچال بگذارد.
یک یخچال هوشمند می تواند به وسیله سن سور های خود به پایان رسیدن تاریخ انقضاء مواد غذایی را حس کند و یا به طور آنلاین مواد غذایی سفارش دهد. اگر یادتان رفته چراغ ها ، سیستم حرارتی و یا گاز خانه را ببندید فقط میتوانید با یک اس.ام.اس همه ی این کار ها را انجام بدهید.

به طور خلاصه صاحبان خانه میتوانند تنها با اشاره چند دکمه هر کاری که خواستند انجام دهند
- تحصیل در مدارس و دانشگاه ها و برگزاری امتحانات در منزلتان

- جنگی را بین دو کشور را تصور کنید که ماشین ها و رباط های بسیار دقیق جای سربازان را پر میکنند و دستورات خود را از مرکز کنترل دریافت می کنند، آدم را به یاد فیلم های ترمیناتور می اندازد.

- در علم پزشکی ، جراحی نیازی نیست برای رفتن به پزشک و یا جراحی به شهر ها و یا کشور های دیگر سفر کرد ، بلکه پزشک توسط ماشین ها و رباط ها از راه دور معالجه ی خود را انجام میدهند.

و هزاران مثال دیگر که از ساده ترین تا سخت ترین و پیچیده ترین کارهایمان را در بر میگیرد.
شاید فکر کردن به این موضوع ها بیشتر شبیه رویا پردازی می ماند اما واقعیتی است که عصر فناوری و ارتباطات به ما و نسل های بعد ما میدهد.
واقعیتی که از بُعدی شیرین و جذاب و از بُعد دیگر وحشتناک می باشد .
با سپاس
مهدی ستاری وند